حدیث شهدا: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید : بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود،و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۰، حدیث ۲۱
کنگره ملی سه هزار شهید استان قزوین

شهید علی اصغر علیخانی

نام پدر: ابراهیم
نام مادر:
محل شهادت: جنوب اروندرود
تاریخ تولد: 1322/05/04
محل تولد: قزوین
تاریخ شهادت: 1364/11/24
استان محل شهادت: قزوین
شهر محل شهادت: قزوین
وضعیت تاهل: متاهل
تحصیلات: راهنمایی
شغل: کارگر
مزار شهید: قزوین
وصایا

شهید، علی اصغر علیخانی: ای کسانی که این وصیتنامه به دست شما می رسد و آن را می خوانید! دنیا وفایی ندارد. اسلام پیروز است؛ یاری اسلام بر ما لازم است؛ امام را تنها نگذارید و جبهه ها را پُر کنید. خانم های خانواده و فامیل! تقوی و حجاب را رعایت کنید و نماز را بپا دارید؛ خصوصاً در نمازهای جمعه و جماعت شرکت کنید، که توفیقات الهی نصیب مردمی می شود که نماز را سبک نشمارند.۱ (۱۵۲۹۳۲۵) علی اصغر علیخانی ۲۸/۱۰/۱۳۶۴


خاطرات

بسمه تعالی نام و نام خانوادگی راوی: كبري عليخاني نسبت راوی با شهید: فرزند شهيد زمان مصاحبه: 19/9/93 روز چهارشنبه ساعت 20/11 مکان مصاحبه: نمازخانه بیمارستان ولایت آدرس منزل راوی: قزوین شماره تماس ثابت و همراه راوی: 09121818566 نام و نام خانوادگی مصاحبه کننده: مدينه قاسمي شماره تماس مصاحبه کننده: 09128824603 تيم ديدار: خواهران سوسن قاسمي - سميرا قنبري 1- صفات و ويژگي هاي اخلاقي شهيد (عبادت ، اخلاص ، صداقت ، وقت شناسي ، تواضع ، دلسوزي و ...) 11 ساله بودم كه پدرم شهيد شد در مسائل عبادي كوشا بودند در واقع به آنچه كه اعتقاد داشت عمل مي كرد. يكبار كه از مدرسه آمدم شام دعوت بوديم كه اذان داد پدرم به من گفت اول نمازمان را بخوانيم بعد برويم كه اول نماز خوانديم و رفتيم. 2- توسل و ارادت شهيد به ائمه معصومين (ع) و انجام فرايض ديني ( نماز ، روزه و ...) ائمه را دوست داشت مخصوصا امام حسين (ع) را خيلي بيشتر دوست داشت نماز جمعه را هميشه به پا داشت در مورد مستحبات هم خيلي مقيد بود جمعه ها صبح براي ما انار دانه مي كرد و ناشتا مي خورديم. 3- ميزان ارادت شهيد به حضرت امام خميني (ره) و ولايت فقيه. به امام (ره) اردات خاصي داشت و در نامه هايش كاملا مشهود است صدر در صد تابع امام بودند بدون چون و چرا مخلص امام بودند. 4- اعتقاد به شهادت و تاثير شهدا و بازماندگانشان بر ايشان. هيچ كس به شهادت نمي رسد مگر اينكه طالب باشد هر كس هم نمي تواند طالب باشد مگر اينكه با خدا باشد. 5- تغيير و تحولات روحي ، فكري و عملي ايجاد شده در شهيد ، پس از حضور در جبهه ها. از زمان اعزام ايشان كه آبان ماه بود و بهمن ماه كه شهيد شد مدت زيادي نبود نامه هاي بسياري برايشان نوشتيم و وادار شدند كه به مرخصي 5 روزه بيايند خيلي ذوق داشتم پدرم با تقوا تر شده بود و نظم و انضباط در كارهايش مشهود بود و ماديات برايش كمرنگ شده بود. 6- چگونگي اوقات فراغت شهيد در جبهه ها ( عبادت ، ورزش ، سرگرمي ، مطالعه ، نوآوري ، آموزش و ..) به طور كلي به شدت اهل مطالعه بودند از جبهه زياد حرف نمي زد هر فرصتي را براي مطالعه غنيمت مي شمرد من اول راهنمايي بودم كتابهاي سال اول را براي خودش تهيه كرده بود و وقتي از سركار بر مي گشت به من مي گفت خانم معلم بيا به من درس بده. دوست داشت زبان خارجه را نيز ياد بگيرد. 7- مهمترين حادثه و يا اتفاق در دوران زندگي (به ويژه دوران كودكي ) شهيد . مادربزرگم مي گويد پدرم كه بچه بود به صورت روي بالش افتاد و در حالت خفگي مي افتد در خواب احساس كردم كه كسي مرا صدا مي زند كه اصغر خفه شد بلندش كن كه از خواب بيدار مي شوم و مي بينم كه نفسش بريده شده و صورتش كبود شده بود كه سريع او را بلند مي كنم. 8- توجه به تحصيل علم و آموزش و ميزان علاقه مندي وي به مطالعه و ادامه ي تحصيل. تا پايان ابتدايي بيشتر سواد نداشت ولي به ما سفارش مي كرد كه درسمان را بخوانيم و براي جامعه فردي مفيد باشيم. 9- هدف از حضور در جبهه و مهمترين عامل حضور براي اولين مرتبه. در نامه هايش تبعيت از ولايت فقيه و حمايت از انقلاب را عامل حضور در جبهه دانسته است. 10- فعاليت هاي علمي ، فرهنگي ، هنري ، ورزشي و اجتماعي ( آموزش قرآن ، ابتكارات ، شعر ، نقاشي ، خطاطي و ... ) و افتخارات كسب كرده. بيشتر در مباحث قرآني فعال بودند و در شركت هم هميشه پيش نماز بود. 11- چگونگي اطلاع از شهادت شهيد و احساسي كه در آن زمان داشتيد. سال 64 از بنياد شهيد به طور مستقيم به برادر دوستم اطلاع داده بودند رسيدم منزل ديدم شلوغ است به من گفتند پدرم در تهران بستري است و كم كم فهميدم كه پدرم شهيد شده است. 12- پايبندي شهيد به خانواده و تبعيت ، اطاعت پذيري و احترام گذاشتن به مافوق ، والدين ، بزرگترها ، پيش كسوتان و ... نسبت به پدر و مادرشان خيلي با محبت و با احترام بودند. و به كساني كه كس و كاري نداشتند سر مي زد و احوال انها را جويا مي شد. 13- بزرگترين آرزوي شهيد و شيوه ي تلاش وي در جهت نيل به آن. از نظر من شهادت بود. 14- آخرين ديدار و ملاقات (وداع) شما با شهيد و چگونگي آن. صبح كه مي خواستم بروم مدرسه مرا در آغوش گرفت توصيه هاي در مورد درس و نماز به من دادند. 15- شخصيت مورد علاقه شهيد و علل و ويژگي هاي آن و نوع تاثير پذيري شهيد از وي. امام خميني (ره) را خيلي دوست داشتند با شناختي كه از امام داشتن سيره ايشان تاثير گذار بود. 16- توصيه هاي اخلاقي ، ديني و اجتماعي شهيد به شما. مكررا مباحث عبادي واخلاقي را داشتند احترام به والدين و درس خواندن را خيلي تاكيد داشتند.و مي گفت حامي اسلام و ولايت فقيه باشيد را خيلي در نامه ها داشت. 17- اثر شهادت شهيد در جامعه ، خانواده محل كار ، آموزشگاه ، دوستان و ... مسلماً تاثير خون شهيد اثر دارد در سن بلوغ بودم كه پدرم شهيد شد بحثي كه مانع اين شد كه دنبال انحرافات نروم همين بود كه فرزند شهيدم و بايد دنبال دهنده اهداف و خواسته هاي او باشم. 18- مهمترين وابستگي شهيد (همسر ، فرزند ، پول، شغل ، ماشين ، ورزش و ..) و ميزان و نحوه ي آن. ماديات درچشم ايشان بزرگ نبود حقوق زيادي نداشت اما دستگير نيازمندان بود و نظم فوق العاده داشتند. 19- نقش و فعاليت هاي شهيد در مسجد ، پايگاه بسيج ، يگان ، هيات هاي مذهبي ، محل كار و ... بيشتر در مسجد محل در خاطرم هست در بسيج كارخانه فعال بودند و در اردوهاي جهادي شركت داشتند. 20- شوخ طبعي ، خنده رويي و مزاح شهيد با دوستان و خانواده. بيرون منزل كمتر شوخي مي كرد اما در منزل خانواده را خوشحال و خندان مي كرد. 21- عمده مسئوليت ها ، وظايف و نقش شهيد به عنوان رزمنده در جبهه ها. تك تير انداز بودند. 22- فعاليت ها و مبارزات شهيد در دوران پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي. اوايل انقلاببه قزوين مي آمد و فعاليت داشت در راهپيمايي ها حاضر بودند. 23- ميزان مسئوليت پذيري شهيد در امور مختلف و نحوه ي عمل به آن. در منزل كارها را منظم و دقيق انجام مي داد كارها را به نحو احسنت انجام مي داد. 24- مجروحيت شهيد قبل از شهادت و نحوه آن. يكي از دوستان پدرم تعریف مي كرد كه به پايشان تير خورده بود و براي عمليات رفته بودند و بر اثر استنشاق گازهاي شيميايي كه عراق زده بود به شهادت رسيده بودند.


ارسال محتوا درباره شهید
ارسال دلنوشته