حدیث شهدا: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اینکه جمعی از مومنین خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه یکبار و دوبار، که چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم. صحیح بخاری، ج۴، ص۲۱، باب تمنی الشهاده
کنگره ملی سه هزار شهید استان قزوین

شهید ابوالقاسم وطن پور

نام پدر: محمد علی
نام مادر:
محل شهادت: ماووت عراق
تاریخ تولد: 1345/11/01
محل تولد: تهران
تاریخ شهادت: 1366/10/24
استان محل شهادت: قزوین
شهر محل شهادت: داکان
وضعیت تاهل: مجرد
تحصیلات: متوسطه
شغل: دانش اموز
مزار شهید: تاکستان
وصایا

شهید، ابوالقاسم وطن ‏پور: سپاس و ستایش مخصوص پروردگار بزرگی است که آفریننده ی جانها و پدیدآورنده ی آسمانها و زمین است. سپاس، فقط مخصوص اوست و سپاس‏ کردن به غیر او گمراهى و نادانى است. حمد و سپاس مخصوص یگانه معبودى است که به ‏وجود آورندهی عالمیان است. حمد و سپاس فقط براى یگانه محبوب قلب ها، پروردگار –عزّوجل- مى‏ باشد. حمد و سپاس مخصوص آن ذات یگانه و یکتاست که مثل و مانند ندارد. پروردگارا! نمى ‏دانم و نمى ‏توانم در مدح و ستایش تو چه بگویم و چه بنویسم؛ چون تو همه چیز هستى و زبان من بَسى قاصر که بتواند در ستایش تو لب به سخن بگشاید. پروردگارا! خودت بهتر مى ‏دانى که من هیچم در مقابلت؛ تو مرا از هیچ به ‏وجود آوردى تا بتوانم خودم را بشناسم و دلیلِ به وجود آمدنم را بفهمم؛ ولى از آن ‏جایى‏که من دائماً در فکر هواهاى نفسانى بودم، از تو بسیار فاصله گرفتم؛ ولی تو به ‏طرفم آمدى! پروردگارا! من غرق در منجلاب هواى نفس شدم و باز تو مرا فراموش نکردى؛ من بَد کردم... نافرمانى کردم... ستم کردم؛ امّا تو نسبت به من، رحم وعطوفت نشان دادى. اى خداى من! من بسیار خطا کردم و خواهش دلم را پذیرفتم؛ پس تو هم باید مرا فراموش مى‏ کردى! اما -از آن جایى که بسیار آمرزنده ‏اى- تو مرا فراموش نکردى، که اگر فراموش مى‏ کردى، من غرق در نفس خود مى‏ شدم. پروردگارا! گناهانم به قدرى بر دوشم سنگینى مى ‏کند که -اگر قرار بود در این دنیا عذاب ببینم- فشارش مرا به زیر زمین مى ‏بُرد؛ پس از تو عاجزانه و محتاجانه مى‏ خواهم گناهانم را بیامرزى و از در خانه ی رحمتت مرا ناامید برنگردانى. خدایا! جز تو کسى نمی تواند مرا بیامرزد؛ پس مرا بیامرز تا در روز قیامت نزد رسولان، امامان و شهدا روسیاه نباشم. پدر و مادر عزیز و گرامی ام! شما زحمت زیادی برایم کشیدید و مرا با مِهر و مَحبت بزرگ کردید و چقدر زجرها که به خاطر من تحمل کردید و من در عوض خوبى کردن به شما، بدى کردم و شما عزیزان را اذیت نمودم؛ به خصوص تو ای مادرم! که برایت فرزند خوبى نبودم و هیچ موقع به شما محبت نکردم و بسیار بدى کردم؛ ولى تربیتم را مدیون شما عزیزان مى‏ دانم و از شما مى‏ خواهم در شهادت من نگران نباشید و خوشحال باشید که فرزندتان راه حسین(ع) را انتخاب کرد. در شهادتم بى تابى نکنید که اَجر و مُزد شما با خداوندْ -تبارک و تعالى- مى‏ باشد؛ البته خداوند شما را به سختی ها، ترس، گرسنگى و آفات زراعت مى ‏آزماید و بشارت به آنان که صابر هستند. (۱۸۱۱۵۹۴) گنهکار روسیاه درگه حق؛ ابوالقاسم وطن‏ پور


ارسال محتوا درباره شهید
ارسال دلنوشته