حدیث شهدا: پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر کس برای دفاع از جان و مال اهل و عیال خود پیکار کند و کشته شود شهید است وکسی که در راه قُرب به خدا کشته شود شهید است. کنز المعال، ج۴، ص۴۲۰، حدیث۱۱۲۳۶
کنگره ملی سه هزار شهید استان قزوین

شهید حسین سنماری

نام پدر: رضا
نام مادر:
محل شهادت: شلمچه
تاریخ تولد: 1343/06/20
محل تولد: قزوین
تاریخ شهادت: 1366/01/20
استان محل شهادت: قزوین
شهر محل شهادت: قزوین
وضعیت تاهل: مجرد
تحصیلات: دیپلم
شغل: ازاد
مزار شهید: قزوین
وصایا

شهید، حسین سنمارى: دوست دارم لبخندى باشم تا بر لبهاى رزمنده‏اى بشکفم؛ لبخندى به مادرش. دوست دارم دسته گل پریشانى باشم رها شده بر تابوت شهیدى؛ باز آمده از سرزمین جهاد. دوست دارم شهیدى باشم ایستاده بر شانه‏هاى استوار و متین برادرانم آزاد و سربلند؛ شهیدى که در آغوش افق محو شود. دوست دارم یک رزمنده باشم.... با سلام به پدر و مادر عزیزم، چند مطلب بود که مى‏خواستم به عرض برسانم: اول این که اگر شهادت نصیب من شد، راضى به رضاى خدا باشید و بدانید که میوه صبر، شیرین است. مى‏دانم که در این عُمر کوتاه خود نتوانستم زحمات فراوان شما را جبران کنم؛ ولى امیدوارم بتوانم شما را در آخرت شفیع باشم. از این موضوع خوشحال و شاد باشید که امانت‏دار خوبى بودید و از شما خواهشمندم کارى نکنید که باعث لطمه به انقلاب شود و باز شما را هر چه بیشتر به تقوا سفارش مى‏کنم. در راهى که انتخاب کردید، استوار باشید و چون کوه بایستید و پشتیبان ولایت فقیه باشید. حسین سنمارى ۲۶/۹/۶۵


شهید، حسین سنمارى: نمى‏دانم الآن که این وصیتنامه را مى‏خوانید، در چه حالى هستید. این سفرى هست که باید همه بروند؛ هرچه زودتر، بهتر و بار گناهانمان کمتر. در حالى این وصیت را مى‏نویسم که شور و حالى عجیب و غیرقابل وصفى در بین برادران حاکم است؛ چون کم کم داریم براى عملیات آماده مى‏شویم و دیگر زمان زیادى به رهایى نمانده است. رها شدن از تمامى قید و بندهایى که به دست و پاهایمان بسته شده است و رها شدن از دنیایى که محل گذرى بیش نیست؛ ولى افسوس که افرادى چنان به آن دل بسته‏اند که گویى مرگ و قیامت برایشان معنا ندارد؛ اما به خدا قسم برای ما، این‏طور نیست. یکایک ما در برابر خداوند مسؤول هستیم و در روز جزا باید جوابگوى تمامى کارهایمان باشیم. همان طور که امام عزیز و نورچشممان فرمود، «جبهه دانشگاه انسانسازى است» و براستى که این فرمایش به وضوح در این مکان شریف و پاک، قابل لمس است. در این جا از جوان و پیر، نوجوان و میان سال، همه و همه، به یکدیگر دست اتحاد و برادرى داده‏اند و مخلصانه و به دور از هیچگونه ریا، مشغول انجام وظیفه هستند. اینجا خبرى از دوز و کلک هاى شهر نیست. از غیبت و تهمت اثرى مشاهده نمى‏شود. همه‏اش صفا هست و صمیمیت. مى‏دانم که هر چقدر از خوبی هاى جبهه بگویم، کم گفته‏ام و شما هم متوجه نخواهید شد؛ مگر این که با چشم خود ببینید و همین مسایل معنوى است که این همه افراد را عاشق جبهه کرده و همگى جان بر کف، پا در این مکان مقدس نهاده‏اند که این هم سعادتى است که نصیب هر کسى نمى‏شود. حالا که لطف پروردگار شامل حال این بنده حقیر شده که در جبهه باشم و وظیفه مهم خود را -که دفاع از اسلام و مسلمین است- انجام دهم، امیدوارم مورد قبول حق تعالى واقع شود و شما هم -که در پشت جبهه هستید- مسأله جنگ را -که امام عزیز مهمترین مسأله دانستند- فراموش نکنید؛ البته به گفته تمامى دولت مردان و فرماندهان خودمان، این عملیات سرنوشت ساز است و به امید خداوند دیگر کار جنگ یکسره مى‏شود و کربلا -که قلب تمام عاشقان به عشقش مى‏تپد- آزاد مى‏شود و شما مى‏توانید به زیارت قبر شش گوشه ابا عبداللّه الحسین(ع)-سالار شهیدان- بروید و از طرف من و تمامى شهدایى که خون خود را براى بازکردن این راه گذاشتند، زیارت کنید، تا مظلومیت امام حسین(ع) بر همگان آشکار و معلوم شود و متوجه شوند که چرا این جوان ها از تمامى آرزوهاى شیرین خود چشم پوشى کردند‏ و جان عزیز خود را در طبق اخلاص قرار دادند و براى دیدار با معشوق خود، سالیانى دراز در جبهه‏هاى جنوب و غرب کشور، با دشمن خدا و رسول خدا، مشغول جهاد بودند. ۱ (۱۴۰۹۷۴۹) هوالباقى ۲۸/۹/۶۵


تصاویر
ارسال محتوا درباره شهید
ارسال دلنوشته