حدیث شهدا: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : والاترین مرگ، کشته شدن شهیدان است. نهج الفصاحه، ص۶۶۸
کنگره ملی سه هزار شهید استان قزوین

شهید علی میرزا ترابی کلیشمی

نام پدر: نصرت
نام مادر:
محل شهادت: خونین شهر
تاریخ تولد: 1346/04/05
محل تولد: رودبار
تاریخ شهادت: 1365/10/03
استان محل شهادت: قزوین
شهر محل شهادت: قزوین
وضعیت تاهل: مجرد
تحصیلات: متوسطه
شغل: دانش اموز
مزار شهید: قزوین
وصایا

شهید، على میرزاترابى کلیشمی: سخنى با کل انسانها دارم؛اى انسان! تو چه هستى؟ آیا فکر کرده اى که چه بودى و کجایى و چه مى ‏خواهى بکنى؟ مگر نه این است که انسان از آب گندیده ‏اى آفریده شده و در سر دوراهى سعادت و شقاوت قرار گرفته است؟ حال باید کدامین راه را انتخاب کنیم؟ راهى را که به منجلاب بدبختى و دنیاپرستى و مال اندوزى و جاه و مقام می رسد، برویم و به تعبیری از حیوانات پَست‏تر شویم و یا مسیرى که انسان را به سرمنزل مقصود -که همانا سعادت و تکامل انسان است- یعنى آزادى و حرّیت -که آدمی را به شهادت طلبى و ایثار مى ‏رساند- برویم؟ به تعبیری دیگر مى توان به عالم بالا عروج کرد تا جایى که ملایکه خداوند به حالمان غبطه بخورند و پَر خویش را برای چنین انسانى بگسترانند. آرى! باید این راه را انتخاب نمود. راستى دوست من! تو کدامین راه را انتخاب کرده‏ اى؟ با نفس خویش در خلوتگاه بنشین و خویش را محاکمه کُن و پروانه ‏وار بر گِرد شمعش عاشقانه بسوز و در سوختن، لذت عشق را بچش و عاشقانه در کوى حسین(ع) قدم بگذار. ...و من نیز این راه را انتخاب نمودم و هرگز در این عقیده ‏ام اجبارى وجود نداشته است. با عشق، به راه مولایم حسین(ع) قدم نهادم و عاشقانه، سوختم و در سوختن، زندگى یافتم. اکنون که به جبهه آمدم، هدفى دارم مقدس. راهى را مى‏ خواهم بروم که مولایم حسین(ع) قرن ها پیش رفت و این را بدانید هر قدمى که بر مى‏ دارم، براى رضاى خداست. اى کوردلان و منافقین! بدانید تا در این کشور، «اسلامى» هست، خداوند پشتیبان دین مقدسمان است و رهبرى آن را امام خمینى -نایب برحق امام زمان (عج) - بر عهده دارد و تا این ملت حزب الله هست، هیچ کارى نمى ‏توانید بکنید و شکست خواهید خورد و به کورى چشمتان، اسلام پیروز خواهد شد. همیشه، دنباله رو خط رهبر باشید و هرگز از خط رهبرى، دور نشوید؛ زیرا همچون دیگران منحرف خواهید شد و همیشه سعى کنید وحدت کلمه داشته باشید. خداوند، ریشه ی همه کفار را خواهد کَند و خدا را شُکر که ما وسیله‏ اى شدیم براى این کار. اگر جدایى من از خانواده ‏ام، دلهایى را به یاد خدا پاک مى‏ گرداند؛ پس اى بهترین کسانم! از من دورى جویید. اگر با ریخته شدن خونم انسانها آگاه مى‏ گردند؛ پس بهاى آگاهى تمام انسانها را با قطرات خونم بپردازید. اگر با گمنام مُردن من، آیین خدا جاوید مى‏ گردد؛ پس جنازه ی مرا در دورترین نقطه، خوراک کرکسان کنید! اگر پیکر خونینم باید وسیله ‏اى براى یاد خدا بودن، گردد؛ پس واى بر من اگر در خون خود خدا را نیابم. اکنون که خدا را در خونم یافتم، با فضل و کَرَم خود به من نظر می کند، نه با عدالتش. خداوندا! تو را سپاس و ستایش مى‏ کنم که مرا از ظلمت جهل و نادانى به سوى مرز پاکى هدایت فرمودى. اى معشوق من! به تو پناه مى‏ برم و تنها تو را مى‏ پرستم و از تو یارى و کمک مى‏ خواهم که در روز قیامت و آخرت، مرا یارى کنى.۱ (۱۱۶۳۰۹۳) على میرزا ترابى ۲۸/۹/۶۵


ارسال محتوا درباره شهید
ارسال دلنوشته