حدیث شهدا: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود : شهید در جنگ دریایی مثل شهید در جنگ و جهاد در خشکی اجر دارد و خداوند ملک الموت را برای قبض روح همه افراد مامور ساخته است، مگر شهیدان جنگ دریایی که آنقدر مقام وفضیلت دارند که خداوند، خودش ارواح آنها را قبضه می کند. سنن ابن ماجه، ج۲، ص۹۲۸، حدیث ۲۷۷۸
کنگره ملی سه هزار شهید استان قزوین

شهید ابوالفضل فلاح شیروانی

نام پدر: شعبان
نام مادر:
محل شهادت: ام الرصاص
تاریخ تولد: 1342/04/02
محل تولد: قزوین
تاریخ شهادت: 1365/10/04
استان محل شهادت: قزوین
شهر محل شهادت: قزوین
وضعیت تاهل: متاهل
تحصیلات: ابتدایی
شغل: پاسدار رسمی
مزار شهید: قزوین
وصایا

پدر جان! من این راه را آگاهانه انتخاب کردم؛ چون این راهی است که امام حسین(ع) انتخاب کرد. پدر جان! من چند بار از زبان شما یا کسانی دیگر، این را می شنیدم که می گفتند: ای کاش ما هم زمان امام حسین(ع) بودیم و حضرت را کمک می کردیم. حالا پدر جان! این زمان، همان زمان است؛ اماممان، راه امام حسین(ع) را در پیش گرفته است؛ یزیدیان این زمان همراه یزیدیان آن زمان را در پیش گرفته اند؛ چون یزیدیان می خواستند اسلام را از بین ببرند، امروز اینها هم همین راه را در پیش گرفته اند. رهبر ما هم -امام امت- راه امام حسین(ع) را در پیش گرفته است. پدر جان! این یزیدیان، الآن امور مسلمین را در عراق، عربستان و جاهای دیگر به دست گرفته اند. باید دست اینها را از سر مسلمین کوتاه کرد؛ امور مسلمین باید در دست اولیای خداوند و جانشین آنها باشد. پدر جان! الآن امام ما هم می خواهد دین خدا را یاری کند و احتیاج به کمک دارد؛ همان طور که امام حسین(ع) روز عاشورا احتیاج به کمک و یاری داشت و ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» را سر داد؛ ولی به غیر از آن ۷۲ تن کسی نبود جوابش را بدهد. حالا رَهرو و اولادِ حسین(ع) -در کربلای ایران- ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» خود را سر داده است و من هم برای یاری دین خدا لبیک گفتم. -ان شاء الله- خداوند قبول کند تا جانم را بر طبق اخلاص بگذارم و خداوندجانِ ناقابلم را به کَرَم خویش قبول کند. من به یاری دین خدا به جبهه های نبرد حق علیه باطل آمدم تا دین خدا را یاری کنم و حکومت یزیدیان بر مسلمین را از بین ببریم تا به یاری خدا -به جای حکومت شیطان- حکومت الله بر مسلمین حاکم و اسلام در آنجا جاری شود. پدر جان! در این راه، شهید شدن هست... معلول شدن هست... مفقود شدن هست و اسیر شدن هست. پدر جان! ما شیعه ی علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسینی(ع) هستیم و باید راه آنها را بپیماییم. امام حسین(ع) در این راه، برادرش حضرت عباس و علی اکبر، قاسم و علی اصغر را تقدیم داشت و اهل بیتش اسیر شدند و شهر به شهر گشتند. سرهای مبارک او و اصحابش را بالای نیزه کردند و مقابل اهل بیتش گرداندند. پدر جان! الآن هم جمهوری اسلامی تنها است و همه ی دشمنان اسلام مثلِ آمریکا، شوروی، انگلیس و فرانسه و خلاصه همه ی کفر -برای از بین بُردن اسلام- بسیج شدند و ما هم پدر جان! اینجا با تمام وجود از اسلام، امام و رهبرمان -تا پای جان- دفاع می کنیم و نمی گذاریم دین خدا و امام تنها بمانند. ای امت اسلام و ایران! امام و رهبرمان را تنها نگذارید؛ پشتیبان ولایت فقیه و روحانیّت در خط امام باشید؛ اینها نعمت الهی هستند. -خدای ناخواسته- کُفرِ نعمت نکنید تا خداوندنعمتش را از شما بگیرد. پدر جان! ما مال خدا هستیم و در راه خدا شهید شدیم. هیچ کس طرف حساب ما -به جز خدا- نیست و از هیچ کس هم نباید توقع داشت. پدر جان! حواسَت جمع باشد که یک موقع ریا نشود؛ چون خدا مرا به شما داد و خودش هم گرفت؛ پس سر هیچ کس منَّتی نداریم. پدر جان، برادران، مادر و خواهران! نمازهای جمعه و دعای کمیل را ترک نکنید. همسرم! باید مرا ببخشی که زیاد پیش شما نماندم و با شما نبودم. عروس می خواهد همسرش پیشش باشد؛ ولی نشد! چون اسلام در خطر بود و وقت آن نبود که ما در خانه بنشینیم. امیدوارم صبر داشته باشی و بچه ای را که قرار است خدا به ما بدهد، خوب تربیت کنید. (۱۵۷۰۹۹۰) ابوالفضل فلاح شیروانی ۱۱/۸/۶۳


شهید، ابوالفضل فلاح شیروانی: پدر، مادر، برادران و خواهران عزیزم! الآن شما که این نوشته را می خوانیدمن در میان شما نیستم؛ اما من راهی را انتخاب کردم که حسین(ع) این راه را رفت و در این راه چه مصیبت ها که نکشید. گفته اند استواری را از کوه باید یاد گرفت؛ آری! حسین(ع) خود کوهی استوار بود و حتی استواری او نیز از کوه بالاتر است؛ زیرا اگر کوه به جای او بچه ی شیرخواره اش را می داد، از استواری می افتاد و اگر حبیب بن مظاهرش را می داد، از استواری می افتاد! او تنها ماند و ندای «هل من ناصر»ش را سر داد تا دیگر راهی برای دورویان نباشد. او برادرانش را از دست داد؛ اما از استواری نیفتاد، ولی کوه ها اگر این مصیبت ها را می دیدند، از استواری می افتادند. در این بین باز حسین(ع) بنیانگذار مرگ سرخ است. مرگی که یک باختن نیست؛ بلکه مرگی است که یک مبارز با همه ی آگاهی انتخاب می نماید، چنان که امیر عرب می گوید: شب را به صبح نمی رسانم، الّا به امید شهادت! پدر و مادر عزیزم، برادران و خواهرانم! شما باید پشتیبان ولایت فقیه باشید که بعد چند هزار سال خداوند به ملت ایران و تمامی مستضعفان جهان نعمت بسیار بزرگی داده است و من افتخار می کنم که در زمان نایب امام زمان(عج) زندگی می کنم و امام امت پرچمدار این نهضت است، که -بعد از هزار و چند سال- اسلام واقعی در ایران دارد پیاده می شود؛ اسلامی که همه ی انبیا و امامان به دست ما دادند. پدر و مادر عز%D


ارسال محتوا درباره شهید
ارسال دلنوشته