حدیث شهدا: حضرت امام علی علیه السلام فرمود : به خدا قسم اگر آرزوی شهادت را در پیکار با دشمن نمی داشتم،(که ای کاش زودترفراهم آید) بر مرکب خود سوار می شدم و از میان شما کوچ می کردم و تا باد شمال وجنوب بوزد (برای همیشه) در جستجوی شما نمی پرداختم. شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۲۸۵، خطبه۱۱۸
کنگره ملی سه هزار شهید استان قزوین

شهید حسن دهقان نژاد

نام پدر: محمدعلی
نام مادر:
محل شهادت: مهاباد
تاریخ تولد: 1345/07/08
محل تولد: کمال اباد
تاریخ شهادت: 1364/10/06
استان محل شهادت: قزوین
شهر محل شهادت: البرز
وضعیت تاهل: متاهل
تحصیلات: ابتدایی
شغل: سرباز
مزار شهید: کمال اباد
وصایا

شهید، حسن دهقان نژاد: پدر و مادر گرامی ام! می دانید هنگامیکه اسلام در خطر باشد، سکوت برادران مسلمان خیانتی است به قرآن. پدرم! شهادت خیری است که ما از امام حسین(ع) و سایر امامان مان یاد گرفته ایم و همه مردم مسلمان آرزوی آن را دارند که در زیر پرچم اسلام و امام شهید شوند. مادر عزیزم! کسی که بخواهد در راه خدا جهاد کند، از هیچ چیز ترسی ندارد. هم اکنون که ندای «هل من ناصرٍینصرنی؟» امام حسین(ع)، از حلقوم امام عزیزم، خمینی کبیر بیرون می آید، لبیک گفته و بسوی وی می شتابم. مادر عزیزم! سعی کن از فرزندی که در آغوش گرمت بزرگ کرده ای، فرزندی مؤمن به انقلاب ببار آوری. مادرم! به خاطر زحمتی که برای من کشیدی، حلالم کن؛ هر چند که حرفت را گوش نکردم. من به خط الله و به راه خمینی-رهبر انقلاب اسلامی- پیوستم.۱ (۱۳۰۵۱۰۹) حسن دهقان نژاد


خاطرات

مادر شهید: روز مادر بود. همه‌ی دخترها و پسرهایم به دیدنم آمدند. روز خوبی بود. بعد از رفتن آن‌ها، دلم گرفت. یاد پسرم «حسن» افتادم. توی دلم گفتم: «خدایا! چی می‌شد پسر عزیزم، «حسن» هم به دیدنم می‌آمد و روز مادر را در کنارش بودم.» شب با همین فکر به خواب رفتم. در عالم رؤیا دَرِ خانه به صدا در آمد. به طرف در رفتم. در را باز کردم. پسرم را ـ که سوار بر اسب بسیار زیبایی و با لباس‌ سبز رنگ و بویی معطر و با چهر‌ه‌ای نورانی، در حالی که سبزپوش دیگری در کنارش ایستاده بود ـ دیدم. به من سلام کرد و گفت: «مادر! به دیدنت آمده‌ام. روزت مبارک!


ارسال محتوا درباره شهید
ارسال دلنوشته