حدیث شهدا: از عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (ع) نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: هر کس در برابر ستمى که بر او رفته است کشته شود شهید است
کنگره ملی سه هزار شهید استان قزوین

شهید احمد قموشی

نام پدر: رسول
نام مادر:
محل شهادت: هورالعظیم
تاریخ تولد: 1349/01/01
محل تولد: یحیی اباد
تاریخ شهادت: 1364/06/20
استان محل شهادت: قزوین
شهر محل شهادت: قزوین
وضعیت تاهل: مجرد
تحصیلات: راهنمایی
شغل: دانش اموز
مزار شهید: قزوین
وصایا

شهید، احمد قموشی: خداوند به ما یک جان عطا فرموده است که از همه چیز برخوردار می باشد و ما باید شُکرگزار نعمت های او باشیم و از عُمر خود به خوبی استفاده کنیم و بیهوده عُمر خود را تلف نکنیم. حال که در زمان ما جنگی میان اسلام و کفر برقرار و اسلام و قرآن در خطر است، باید برای حفظ آن با دشمنان خداوند به مبارزه برخیزیم. چه خوب است که ما جان خود را در راه خدا فدا کنیم؛ چون -اول و آخر- بازگشت همه به سوی اوست؛ یعنی کُشته شدن در راه خدا هیچ ترس و تردیدی در دل انسان مؤمن و عاشق الله نمی اندازد و پیامبران و امامان ما همه در راه اسلام کوشیدند و با مشرکان زمان خود مبارزه نمودند و عده ی زیادی از آنان در راه اسلام به شهادت رسیدند و ما باید ادامه دهنده ی راه تمام شهیدان باشیم. مسؤول خون همه ی شهیدان ما هستیم و باید راه آنان را -که راه اسلام است- ادامه دهیم و همانند مولایمان امام حسین(ع) جان خود را نثار این انقلاب بنماییم و در آخرت هم با آنان محشور گردیم؛ -ان شاء الله. با سلام خدمت شما پدر و مادرم که سالها زحمت مرا کشیدید. از شما تشکر می کنم و امیدوارم این بنده ی حقیر را حلال کنید تا خداوند از شما راضی باشد. ای پدرم! از این که سالها زحمت مرا کشیدی و شب و روز کار کردی و مرا بزرگ کردی، متشکرم و امیدوارم در راه خدا صبر و استقامت داشته باشی، از این که فرزند خود را در راه خداوند -که امانتی نزد شما بود- دادی؛ خداوند از شما راضی باشد. تو ای مادر دلسوز و مهربانم! شب و روز بی خوابی و در بزرگ کردن من رنج زیادی کشیدی؛ -ان شاء الله- این زحماتت بیهوده نخواهد بود. شیرت را حلالم کن که رضایت خداوند در رضایت پدر و مادر است. ای پدر و مادرم! اگر شهادت نصیبم شد، هیچگونه ناراحت نباشید؛ چون شما فرزند خود را در راه خدا دادید و از امانت خود خوب مواظبت نمودید. ناراحتی شما باعث می شود که دشمنان اسلام خوشحال شوند، لذا اگر جنازه ام پیدا نشد، بدانید که جسم انسان مطرح نیست، اصل روح است که به سوی الله پرواز نموده است. پدر و مادر! شما که از امام حسین(ع) بالاتر نیستید که او خانواده ی خود را در راه خدا رها کرد؛ پس من هم با پای خودم عازم جبهه شدم و -ان شاء الله- خداوند این جهاد ناقابل را از من پذیرفته باشد و با شهیدان صدر اسلام محشورم بگرداند و این وظیفه ای است به گردن همه ی انسانهای مؤمن. ضمناً پیام من به شما این است که: هر چه می توانید امام را دعا کنید و او را تنها نگذارید که عذاب خداوند بر شما باریدن خواهد گرفت. به گفتار او خوب گوش کنید و بهتر عمل نمایید و در هر شامگاهان او را دعا کنید. من حدود ۱۳ روز باید روزه بگیرم که شما عهده دار آن باشید. بنده حقیر؛ احمد قموشی ۱۲/۴/۶۳


شهید، احمد قموشی: هدفم از آمدن به جبهه به این خاطر است که دین خدا در خطر است و ما باید اسلام را در تمام دنیا پیاده کنیم؛ چون اسلام در هر کاری ما را یاری می کند. ما برای این به جنگ آمدیم که تمام کفار جهان را از بین ببریم؛ البته به کمک پروردگار و به یاری امام زمان(عج). ما وقتی می خواهیم قلب دشمن را هدف بگیریم و تیر را رها کنیم، این لطف پروردگار است که تیر ما به قلب دشمن می خورد. برادران! بدانید این جنگ برای چیست. خداوند می تواند این جنگ را به نفع تمام مسلمانان به پایان برساند و همه ی انسانها را پیروز کند؛ اما می خواهد ما را امتحان کند. ای مسلمانان! بپا خیزید که روز امتحان و ستیز با دشمن است. دشمنان ما می خواهند انقلاب ما را از بین ببرند. یعنی می خواهند تمام جهان را به تصرف خود درآورند. ننگ است برای مسلمانی که در خانه بنشیند و به فکر اسلام و از بین بُردن کفار نباشد. ما باید پیام اسلام را به گوش تمام مسلمین جهان برسانیم و به آنها بفهمانیم این راهی است که امام حسین(ع) انتخاب کرد و ما باید او را یاری کنیم و ما باید امام را تنها نگذاریم و چون کوه در جای خود بایستیم. وای به حال آنهایی که در خانه نشسته اند و دایم در حال جمع کردن ثروت و مال دنیا هستند و به فقرا هیچ کمک نمی کنند و حتی از آنان باج می گیرند. به خدا قسم روزی فرا می رسد که همه ی اینها زیر پای آنهایی که به راه خدا می روند، می افتند. اینها می خواهند خون جوانان ما را پایمال کنند؛ اما ما راهمان را چون حسین بن علی(ع) ادامه خواهیم داد و حسین وار پرواز خواهیم کرد. -ان شاء الله- پروردگار جنگ را به نفع اسلام پیروز کند. دیگر عرض من به پدر و مادرم این است که: ای پدر و مادرم! من می دانم که هیچ پدر و مادری راضی نمی شوند از فرزندش جدا شوند و دوست دارند همیشه کنار یکدیگر باشند؛ اما پدر و مادرم! می دانید که امروز روز امتحان و روز جهاد است؛ اگر ما به جنگ نرویم، چه کسی برود؟! چون اگر ما به جبهه نرویم، همه ی شما به دست دشمنان اسیر می شوید. ما باید برویم و راه حسین(ع) و تمام شهیدان راه خدا را ادامه دهیم. ما باید آن قدر خون بدهیم تا درخت انقلاب کاملاً سیراب شود و با دادن این خون ها امام زمان(عج) ظهور کند. پدر و مادرم! این راه راهی است که خداوند نصیب ما سربازان امام زمان(عج) کرده است؛ پس هیچ نگرانی نداشته باشید. مادرم! زینب وار زندگی خود را ادامه بده و مثل زینب(س) با دشمنان اسلام مبارزه کن و اگر شهید شدم، پشت سر جنازه ام گریه نکن؛ چون دشمنان از گریه کردن شما خوشحال می شوند. احمد قموشی؛ ۴/۸/۶۱


شهید، احمد قموشی: به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام به حضرت ولی عصر، آقا امام زمان(عج) و نایب بزرگوارش، ابراهیم زمان، یاور رزمندگان، درهم کوبنده ی مستکبران، خمینی قهرمان و با سلام به سرور شهیدان اسلام، حضرت حسین بن علی(ع) که با خون خود اسلام را نیرو بخشید و به آیندگان و جوانان آینده درس شجاعت، شهامت و شهادت داد و با قربانی کردن فرزندان و اهل بیت و اسیر شدن خانواده ی خود، چنان درسی به ما داد که تا مادامی در این دنیا هستیم، همچنان راهش را ادامه می دهیم و گرامی می داریم و مثل اهالی کوفه -که امام را تنها گذاشتند و به دروغ با او بیعت بستند و او را در سرزمین کربلا تشنه و غریب شهید و فرزندانش را نیز شهید کردند- تنها نخواهیم گذاشت و به ندایش لبیک می گوییم. الآنه دلاوران جمهوری اسلامی ایران به ندای رهبر خود لبیک گفتند و حسین زمان خود را یاری نمودند و یکپارچه راهی جبهه ها شدند تا کربلای دیگری بپا سازند و میروند تا حرم مطهر و غریب آقایشان را -که به روی عاشقانش بسته است- باز کنند و چشم انتظاران را از انتظار درآورند و خانواده های شهیدان را از خود خشنود سازند و دسته جمعی به سوی حرم با صفایش حرکت کنند. -ان شاء الله- خود آقا امام حسین(ع) رزمندگان را یاری خواهد کرد و رزمندگان هم به کمک خداوند متعال همراه فرمانده شان -امام زمان(عج)- می روند تا آخرین ضربات خود را بر پیکر ننگین بعثیان وارد آورند و من هم خود را در این باره مسؤول دانستم و به خود گفتم: الآن زمانی است که حسین(ع) غریب مانده و دشمنان می خواهند اسلام را از بین ببرند و قرآن را زیر پا بیندازند؛ لذا به ندای رهبرم لبیک گفتم و راهی جبهه ی نور شدم. خدایا! تو خود گواهی که به چه منظوری از خانه حرکت کردم و غیر از تو و جز یاری اسلام هدفی ندارم و امیدوارم همه ی کسانی را که در این راه قدم بر می دارند، قدم هایشان را استوار گردانی و این راهی را که اینها پیمودند، قبول کنی. خدایا! این هدیه ی ناقابل را -که شیرین تر از آن چیز دیگری ندارم- از من قبول کن و مرا با سایر شهیدان اسلام محشور گردان و تمام شهیدان را از شفاعت سرورشان محروم نکن. ...و اما تو ای مادرم! خیلی خیلی تشکر می کنم که با چه عظمتی مرا بزرگ کردی. خوشا به حال تو که در عزاداری های امام حسین و ائمه اطهار شرکت کردی و اشک ریختی و با اشکت که با شیرت مخلوط گردید، مرا پرورش دادی و حال امانتی را که نزدت بود، دوباره به صاحب اصلیاش برگرداندی. خداوند تو را روز قیامت با حضرت فاطمه(س) محشور گرداند؛ -ان شاء الله. مادرم! بدان این راهی است که گمراهی ندارد و غیر از به سعادت رسیدن چیز دیگری نیست. مادرم! اگر در این راه شهید شدم، مانند زینب(س) مقاومت و با دشمنان داخلی مبارزه کن. ناراحتی تو باعث خوشحالی دشمن است. از طرف من از تمام دوستان، آشنایان و همسایگان -یک به یک- حلالیت بطلب. هر کسی پشت سر من چیزی گفته است، من همگی را بخشیدم. -ان شاء الله- خداوند تمام گناهان ما را ببخشد. ...و اما ای پدرم! از تو خیلی تشکر می کنم که زحمت مرا بسیار کشیدی. امیدوارم مرا ببخشی و خداوند هم شما را با ائمه اطهار محشور گرداند. پدر و مادرم! امام را از یاد نبرید و در هر شامگاه او را دعا کنید. او ما را از بدبختی نجات داد. ما در گمراهی بودیم و هیچگاه خیال نمی کردیم که در چه حالی هستیم. این بت شکن زمان همه ی ما را بیدار کرد. خداوندا! عُمر رهبر عزیزمان را به اندازهی طولانی بودن آفتاب (عمر خورشید)، طولانی گردان و انقلاب او را به انقلاب حضرت مهدی(عج) متصل گردان؛ ای کاش هزاران جان داشتم و فدای این نور جماران می کردم. تا آخرین لحظات زندگی و جان دادنم این ندا را بر لب دارم که: «خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی(عج)، خمینی را نگهدار.» خدایا! در آخرین لحظات، سَرورم را بر سر بالینم برسان.۱ (۱۵۹۸۱۵۸) احمد قموشی ۲۷/۷/۶۳


شهید، احمد قموشی: خدایا! تو را شُکر می کنم که به من توفیق دادی و قلب مرا به سوی خود روشن کردی تا به سوی تو بازگردم و به جبهه روانه شوم. تو را شُکر می کنم که مرا چنین صبری عطا فرمودی و به سوی حق کشاندی و از مال دنیا و هوا و هوس جدا کردی. خدایا! آن قدر به من توفیق ده که در راه تو و برای رضای تو قدم بردارم و مرا توفیق ده که همیشه به یاد تو باشم و هرگز غیر از تو کسی را از تو بالاتر ندانم. پیامی که برای ملت شهیدپرور ایران دارم این است که: به سخنان امام خوب گوش دهید و امام را یاری کنید و بیشتر در مساجد حضور یابید و به سخنان علما گوش دهید و -همانطوری که امام فرمودند- در نهضت سوادآموزی شرکت کنید تا با بیسوادی مبارزه نمایید و راه شهیدان را ادامه دهید و نگذارید توطئه گران -بیشتر از این- خون جوانان را پایمال سازند و همیشه هوشیار باشید و از اسلام و قرآن دفاع کنید. اگر -خدای نکرده- یکی از کشورهای اسلامی مورد تجاوز دشمنان قرار گرفت، وظیفه ی دیگر مسلمانان است که نیروها را بسیج کنند و آن کشور اسلامی را از دست ظالمان نجات دهند. ای پدر و مادرم! از شما سپاسگزارم که به من علم و ادب آموختید. ای مادرم، که شبها بیداری کشیدی! از تو سپاسگزارم و از شما پدر و مادرم می خواهم اگر من شهید شدم، بدانید که این خواست خداوند است. همه باید برویم؛ پس چه بهتر که در راه خدا و به سوی او هجرت کنیم. خدا را شُکر می کنم که شهادت را در راه رضای خودش نصیبم گردانید. بنده خدا؛ احمد قموشی ۱۰/۴/۶۲


شهید، احمد قموشی: خدایا از تو سپاسگزارم که به من توفیق دادی و مرا به سوی خود کشاندی و از حرف های نادرست و بد جدا کردی. پروردگارا! این راهی را که پیمودم، فقط برای رضای تو و هر قدمی که بر می دارم، برای توست. خدایا! توفیقم ده که از راه تو منحرف نشوم و موقع هجرت کردن به یاد تو باشم و مال دنیا را از وجودم دور سازم. پیامی که به شما ملت شهیدپرور ایران دارم این است که: هیچگاه از یاد خدا غافل نباشید. پدر و مادرم! مرا حلال کنید که شما نعمت بزرگی برای من هستید و اگر من شهید شدم، بدانید این راهی است که حسین بن علی(ع) در آن به شهادت رسید و ما باید از این امامان پیروی کنیم و راهشان را ادامه دهیم؛ پس پایدار باشید و از اسلام دفاع نمایید. احمد قموشی ۱۰/۴/۶۲


ارسال محتوا درباره شهید
ارسال دلنوشته